تحلیل
 
یکشنبه ٢٤ اردیبهشت ،۱۳٩۱ :: ٤:٥٦ ‎ب.ظ :: نويسنده : مهدی وزیریان

شاهین نجفی و کلمات خوانده شده جدیدش (نقی) بحث های زیادی را در هفته اخیر به راه انداخت.

در تردید بودم که درباره این موضوع بنویسم یا نه؛ از طرفی بحث در مورد مطلبی که با آن از نظر عقیدتی موافق نیستم به اشاعه آن کمک می کند و از طرفی ابائی از صحبت در مورد مطلب نادرست ندارم.. چه.. مردمان عاقل خود صواب را از ناصواب تشخیص می دهند.

شاهین نجفی با خواندن کلمات (به عمد آن ها را شعر و ترانه نمی نامم) به ظاهر اعتراضی اش (به سبکی هجو گونه و البته کمیک)، به مانند تمام اینگونه خوانندگان (که نماد آن ها سبک رپ است) در پی محبوبیت در بین اقشار مردم به خصوص قشر متوسط جامعه می باشد؛ اتفاقی که بیشتر در ایران در بین انسان های (از نظر اعتقادی) لائیک یا شک گرا افتاده و اشعار او حتی مرزهای اعتراض امثال فروغ در کتب اولیه اش (مثل عصیان) را شکسته و مرز اعتراض به خدا را هم گاهی درنوردیده و به مرزهای جدید از تابو شکنی (به قول رسانه به ظاهر بی طرف BBC)  رسیده است.

نقی/آی نقی؛ آخرین خوانده شده ی نجفی در مورد مشکلات داخلی و خارجی ایران (از جمله ماجرای حرکت ورزشکار پرسپولیس، برهنگی گلشیفته فراهانی، سقوط ارزش ریال در برابر دلار، مشکلات ظاهری دختران، فساد بانکی اخیر، اجناس چینی فراوان، سیاسیون گریخته از ایران، جنبش اخیر و ...) است و البته طعنه ترجیع بند آن به ظهور منجی است، منتها منجی ای که در کلام او طعنه وار از نبودنش سخن گفته است. آیت ا... گلپایگانی در صورت واقعی بودن توهین های این فرد او را مرتد اعلام کرده و فردی نیز با هک کردن سایت شیعه آنلاین برای کسی که نجفی را بکشد جایزه خیالی تعیین کرده! در همین حال صدای امریکا و بی بی سی به نوعی از اقدام او تجلیل کرده اند و پلیس آلمان هم مسئولیت محافظت از او را به عهده گرفته است. آیا نجفی به "سلمان رشدی 2" تبدیل می شود؟!

خود او در مصاحبه های قبلی اش گفته که اعتقادی به پرستش ندارد و به نوعی خاصیت اومانیستی خود را نشان داده و در مورد آهنگ اخیر هم ادعای توهین به امامان را رد کرده است. با این حال تصویر پوستر تهیه شده برای این کار چیزی غیر از این می گوید و حتی چنانچه منظور از آن اعتراض به مرده پرستی یا نحوه برخورد با امام مرحوم باشد، باز به دلیل نماد گونه بودن گنبد، امری توهین آمیز به شمار می رود. به جز تشبیه گنبد به قسمتی که نماد لذت جنسی انسان (که ظاهرا رگه هایی از این تشبیه در افکار روانکاوان نیز وجود داشته)، تغییر پرندگان روی گنبد به پرندگانی سیاه (ظاهرا کلاغ) و تغییر پرچم روی آن به پرچم همجنسگرایان چه دلایل منطقی یا روانشناختی به همراه دارد و آیا تفسیر این پرچم با این همه نماد و تغییر باید چیزی جز توهین تلقی شود؟!

به راستی مرز تابو شکنی کجاست و هدف از این کار چیست؟ (تابو به مثابه امری به ظاهر خط کشیده شده (خط قرمز) است که ورود به آن محدوده از دید عام نادرست یا ممنوع است.) تابو شکنی می تواند گاهی به ایجاد شکاف های ذهنی جدید در افراد و تلاش برای کشف واقعیت بینجامد و این امری درست و در راستای خرافه شکنی ست، اما گاهی تابو شکنی به معنا و در عمل در راستای توهین به عقاید دیرینه (و البته نه خرافی که با عقل هم در تضاد باشد) وارد می شود که در این صورت امری خطرناک است. چرا؟ چون نتیجه ای ندارد! چیزی هم که باعث حصول نتیجه نشود از نظر عقل غیر لازم و یا مضر است. نتیجه به سخره گرفتن اعتقاد شیعه در ظهور امام زمان چه نتیجه ای جز ایجاد حس تنفر بین موافقان و مخالفان این نوشته دارد؟ آیا هدف هنر (اگر منظور هنر است) نزدیک کردن انسان هاست یا دور کردنشان؟



موضوع مطلب : پدیده ها

دوشنبه ۳ بهمن ،۱۳٩٠ :: ٤:۱۸ ‎ب.ظ :: نويسنده : مهدی وزیریان

دنیای غرب و به خصوص امریکا و باز در قلب امریکا، هالیوود، مظهر تمام عیار آزادی تصویری (آزادی در هنر هفتم) در دنیا قلمدا می شود.

آیا قله ای برای آزادی قائل هستیم؟ غرب می گوید: تا زمانی که به حق دیگری تجاوز نکرده ای مجازی هرکاری انجام دهی.. خب اینکه خیلی شبیه حرف ما هم هست! منتها حالا جایی ست که تفاوت ما با آن ها نمایان می شود: اینجا بحث بحث روانشناسی ست، وگرنه در مورد مسائلی مثل حقوق مالی که تفاوت چندانی بین ما و آنها وجود ندارد، چند تبصره دین ما اضافه کرده.. اما بحث جدایی وقتی پیش میاید که موضوع درباره اثرات عمل بر آینده و بر روح مطرح است. اصولا در قوانین غربی توجه به روح ازدیدگاه روان و اعصاب بیشتر مورد مطالعه است تا آن روح مورد نظر ما و اگر هم مورد نظرقرار گرفته، به دلیل اومانیسم غالب بر جریان تفکرات غرب، آنچه لذت می بخشد (به جز موارد معدودی مثل مخدرها که اثرات مادی ملموسی هم دارند) جایز است. اینجاست که تفاوت های ما زاده می شود و می شود راهی که انتهایش این است که ما آن ها را لاابالی بدانیم و آن ها ما را نقض کننده حقوق بشر! مسائلی مثل حجاب از این دسته اند.



ادامه مطلب ...

موضوع مطلب : پدیده های دنیای مدرن

شنبه ۱ امرداد ،۱۳٩٠ :: ۱:۱٧ ‎ب.ظ :: نويسنده : مهدی وزیریان

به یاد او که...

آشپز ها برگشته اند!

 

نیم نگاهی به بازگشت به ظاهر شکوهمندانه ی هفته نامه شهروند امروز

احمدی نژاد شهروند امروز2

چند سالی بود، بنا به عادت و شوق، از کنار دکه فروشندگان اقلام فرهنگی-خبری که رد می شدم، شهروند امروز می خریدم و تورقی می کردم و لذت می بردم! از اندیشه های قلقلک دهنده و محرک ذهنم برای اندیشیدن و پاسخ دادن! و البته پر بود از اندیشه های نو، چیزی که برای اثبات ثابت ماندن عقیده ها و الگو ها لازم بود؛ یک چالش حقیقی که اغلب سرفراز بیرون می آمدم و گاهی.. هنوز باید بیشتر بخوانم و بیندیشم..

تا... توقیف!... و چه حیف!

و باز از نو! چهار هفته ای ست که با ترکیب فردیِ نسبتاً ثابت (با تغییر چند مهره از جمله آقای قوچانی) و با نگاه تقریباً مستدام به دکه ها بازگشته (و جالب اینکه بدون ترس دوباره از حوادث گذشته فرم درخواست اشتراک 24 شماره ای هم چاپ کرد!) و به دلیل سابقه خوش در ذهن بسیاری از اقبال خوبی هم برخوردار بوده (گاهاً همان شنبه در برخی دکه ها نایاب می شود!).



ادامه مطلب ...

موضوع مطلب : روزنامه، هفته نامه و ماهنامه

شنبه ۱ امرداد ،۱۳٩٠ :: ۱:٠٥ ‎ب.ظ :: نويسنده : مهدی وزیریان

این روز ها دوباره با حضور دسته ای از مردم ایران در خیابان ها و تاکید مجلس و ناطقان نماز جمعهُ بانگ لزوم مقابله با بد حجابی (آنچه باب شده در حیث کلمه) شنیده می شود و در این بین جالب تر از همه ایراداتی ست که به قوه مجریه در خصوص اجرا نکردن این قانون گرفته می شود.

در نگاه اول پرداختن به مسئله حجاب امری الهی و دینی ست (به خصوص در دین اسلام). با این حال مسئله ای که امروز در مورد آن شک و تردید وجود دارد نحوه اعمال این حکم است.

اما اگر به آغاز مسئله بازگردیم، باید گفت برای اجرای حد واجب تعیین حدود لازم است. اما حد حجاب کجاست؟ البته در رساله مجتهدین این مسئله ذکر شده اما به نظر می رسد با توجه به تاریخ اسلام و زندگی اقوام مختلف در جامعه اسلامی زمان پیامبر و حتی پوشش زنان و مراجعه به متن اساسی اسلام؛ قرآنم، نتوان تطبیق دقیقی میان حکم الهی و خواسته امروز یافت. در عین حال آنچه قطعی است، لزوم عدم تبرّج (که از ب ر ج به معنای بارز شدن و در دید گذاشتن برای تماشا شدن) زنان در اسلام است؛ آنی که به شهوت عموم مردان بیانجامد.

در دین اسلام مسئله مهمی به نام امر به معروف و نهر از منکر داریم .. با این حال قبل از استفاده از هر وسیله باید دستور العمل مصرف آن را نیز مطالعه کرد.. در امر به معروف و نهی از منکر (که طبعاْ زیر مجموعه ای از آن می شود همین مسئله امر به رعایت حجاب) یکی از موارد وجوب قطعیت یا حدس با درصد بالای عامل به تاثیر گفته خود و در عین حال قطعیت تبرج است.

در بررسی روش های برخورد با پدیده ی بد حجابی، در شرایطی که روش تهاجمی و برخورد لفظی نامناسب و فیزیکی با پدیده نا مبارک بد حجابی بی تاثیر بودن خود را ثابت کرده آیا تکرار دوباره این روش غلط می تواند سودمند باشد؟ چرا دستگاه ها به روش های فرهنگی (طبق تاکید رئیس جمهور) و زمینه سازی برای پذیرش حجاب به عنوان وسیله ای در جهت بهبود خود و جامعه و تبدیل شدن آن به معروف، تنها به طریق ایجابی قضیه و بازداشت از منکر ناشناخته اقدام می اندیشند؟



موضوع مطلب : پدیده ها

شنبه ۱ امرداد ،۱۳٩٠ :: ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ :: نويسنده : مهدی وزیریان

 

 

Stefani Joanne Angelica Germanotta؛ نامی جدید در عرصه موسیقی، نامی که دیگر کسی صاحب آن را به این نام نمی شناسد. با شنیدن ترانه هایش یاد مدونا می افتیم و با دیدن ویدئوهایش خاطره رقص های ابتکاری مایکل جکسون زنده می شود؛ ستارگانی که در واقعیت ماهواره هایی بودند که نورشان را از کمپانی های بزرگ عاریت گرفتند و در میانسالی یا نیمه خاموش شدند و یا بی نور گشتند.
اگر مایکل جکسون نماد عصیان در برابر نابرابری های نژادی بود و البته در ظاهر نیز به انحلال در نژاد در هر حال برتر انجامید (هر چند با بیماری پوستی آن را توجیه کنیم)، اگر مدونای هم عصر او نمادی فمینیستی از عصیان زن در برابر جامعه مردانه و خشن اطرافش بود، لیدی گاگا اما عصیانی ست فراگیرتر (و جالب است که فیلسوف مورد علاقه او؛ Rainer Marie Rilke شخصی ست که در سروده هایش به مشکلات پیش روی صمیمیت ها و ناگفتنی های انسان در عصر بی اعتمادی، تنهایی و اضطراب شدید انسان اعتقاد دارد)؛ او به زندان می رود و خشونت جامعه زنان را توجیه می کند، صورتش را پر سیگار می کند و با مشایعتی حسرت گونه با همجنس بازان، قتل و بازی در جای هیولا (monster) هر نوع وجود، لذت یا خشونت را در پاسخ به جامعه خشونت گرا و هوس باز روا می داند، سرخوشی و جوانی کردن را اولویت زندگی می داند و بیش از تمام خَلَف هایش -و لابد به فرموده کارگردانان استحاله یافته در دنیای تفاوت و مد- برهنگی را عنصر اساسی کار می کند. فمینیست بودن مفاهیم در اغلب کلیپ هایش مشهود است (برای نمونه علامت تأنیث آخر کلیپ "تلفن" اش ببینید). در یکی از کلیپ ها همراهش به او می گوید که او دختر بسیار بسیار بدی ست.. کلماتی که شاید این روزها دختران از زبان مادرانشان یا اطرافیان بشوند.. و حالا این بانوی شبه مدوناست که باید پس از به راه انداختن موفقیت آمیز همذات پنداری نیمه خود آگاه بیننده، از "بد بودن" با نشان دادن موفقیتش در انتقام و لذت پس از آن قباحت زدایی کند. او کلماتی ناموسی را هم بر زبان می راند که برای حفظ شئونات رسانه (!) با صدای پارازیت از ظاهر صحنه (و نه ذهن تماشاگر) محو می شود. آرایش های او یا با سرمه و پولک نقره ای فلزی با آن موهای تر و تمیز و صاف و اتو کشیده ماشینی شده و گاهی با سایه های آبی و سبز افراطی شبیه تصویر ذهنی ما از اشباحش می کنند.

نشانه های مختص و مورد علاقه او عبارتند از: ایجاد حلقه با انگشتان به دور چشم-گرفتن دست جلوی صورت-لباس شبه مایوی یک تکه به همراه عینک آفتابی بزرگ و دستکش ختی عجیب

با کشف او سرمایه گذاری عظیمی برای برجسته کردن او در عصر بی ستارگی و ظهور و افول سریع ستارک ها هزینه می شود؛ یک نمونه از این مسئله را در فیلمبرداری 180 درجه ای در موزیک-ویدئوی Bad Romance اش (که اولین بار با هزینه ای زیاد در فیلم The Matrix استفاده شد) ببینید. هر چند نه در صدا به مدونا می رسد و نه در حرکات آن نرمی بدن مایکل را دارد اما چون ترکیبی میانه از این دوست می تواند طرفداران هر دو را به سوی خود جلب کند. موسیقی دنس، رپ، تِرِیس و تکنوی آمیخته با اشعار ساختار شکن او همراه با کلیپ ها و رقص های حرفه ای، جدید و رؤیایی به هر حال برای بسیاری جذاب است و البته همین مقدار برای درو کردن جوایز MTV و همراه کردن بسیاری به عنوان هوادار کفایت می کند. با این حال نباید از نظر دور داشت که اعظم موفقیت او به کارگردان و تدوین گر و موسیقی دان های حرفه ای وابسته است. لیدی گاگا دست پرورده همان کمپانی هایی ست که روزگاری اخلاف او را به دنیا معرفی کردند. او در خوشبینانه ترین حالتش به پیروی از فیلسوف مورد علاقه و بدبینش به جهان بروز شدید شکاکیت انسان به جهان و معنویات و در واقع پاسخی ست به نفس امّاره ی سیری ناپذیر انسان، راهی ست به خالی شدن عقده های فرو خورده در دام حیا و دین و ظهوریست از آنچه امروز شیطان پرستی مدرنش می خوانند. او نماد انسان مرده ی به ظاهر زنده امروز است.

با این حال او تنها خواننده ای مبتذل نیست و اشعاری با محتوای نسبتاْ ارزشی نیز از او شنیده می شود (گویی قرار است با التون جان ترانه ای در فیلمی کودکانه -نومئو و ژولیت- نیز بخواند). متاسفانه انسان های با استعداد امروز باید خود را در دست آنجا که سرمایه می خواند رها کنند.

در زیر نگاهی دارم بر کلیپ های تصویری مشهور او.

Alejandro؛ جنجالی ترین ویدئوی پخش شده او به کارگردانی Steven Klein که تحت تاثیر موزیک گروه سوئدی ABBA ساخته شده همراه با نشانه هایی از همجنس بازی مردان است و خود او نیز گفته که این نشانه رفاقت من با دوستان همجنس باز – مرد- و ناتوانی من در یافتن مردی با تمایل به جنس مخالف در زندگی است. او که در صحنه هایی با لباس راهبه نمایان می شود تسبیحی را نیز می بلعد. کلیسای کاتولیک او را به توهین به مقدسات متهم می کند. همجنس بازها حصاری برای خود می سازند (کلاه خود خاردار الیهاندرو نیز گویای همین موضوع است) و گاگا برای راه یافتن به درون آن ها باید خود را شبیه آن ها کند (آرایش عجیبش را ببینید) و به زور خود را درون جمعشان راه دهد تا در نهایت عقده را به شدیدترین شکل ممکن بگشاید و از تفریط به افراط برسد! تصاویر سیاه و سفید و برش تصاویر علاقه کارگردان را به حرفه اصلی و قدیمی اش (عکاسی) نشان می دهد. گاگا در تصاویری به سینه خود لوله تفنگ بسته و تفکر تمسخر آمیز خود را در برابر دلیل دوری مردانی که دوستشان داشته نشان می دهد. او بر روی تخت ها آروزی های خود را می بیند. در کنار این نمای آشکار گوشه هایی از ایدئولوژی انسانی مخفی این ویدئو را -که باید بارها برای کشف رموزش به تماشا نشست- با نمای عروسک های خیمه شب بازی می بینیم که پس از مرگی که به دید راوی در سایه صلیب مسیح است و دو انسان بیچاره که اسیر نخ های بازی دنیا بوده اند. این با ادایی از طرفداری صلح با خالکوبی بر مچ او (در تضاد تصاویر جنگ های انسان ها در نمایشگر پشت مردان در حال رقص و زور آزمایی) همراه دو ستاره داوود در ابتدای ورود به دنیای مردگان با صراحتی شبه هنری بازگو می شود. در هر حال نگاه درونی ویدئو غیر مذهبی نیست: او مجبور یا معتقد از جای مذهبش به همجنس بازی می نگرد و آن را صحیح و عادلانه نمی داند. - که البته مذهب در اینجا تنها وسیله ای ست و راهبه شدن او هم به دلیل دوری تمام معشوق هایش از او و از روی اجبار است. در واقع دلیل اصلی او از اعتراض احساسات زنانه خود است. با این حال چیزی که با عقل و احساس هم در تضاد باشد حتما ناصحیح است-. مشخص نیست که انتهای کلیپ چرا با آن وضع شبه ترسناک تمام می شود.

Telephone: از هنجار شکن ترین و کثیف ترین کلیپ های اوِ. از ریختن آشغال در خیابان و سیگار کشیدن و برهنگی گرفته تا همجنس بازی و قتل و فرار از دست پلیس. حتی Beyonce هم در اینجا بی ادب می شود و الفاظ ناموسی بر زبان می آورد! این سنت شکنی تا انتهای کلیپ ادامه می یابد و اسامی به شکلی سریع و از بالا به پایین نمایش داده می شود. در همین حین نماد جنس مونث را می بینیم که مدام بر صفحه حک شده است و نمایش کلیپ را کامل می کند. در ویدئو دلیل قتل ها هم به درستی مشخص نیست و حتی یک سگ قربانی کشت و کشتار این دو می شود! اسم اتوموبیل این دو Pussy cat است که اسمی دو وجهی ست.

Love game: تصویری از تنزل نام عشق به بازی. گاگا (که خیلی دوست دارد اسمش را در ابتدای همه کلیپ هایش بگوید) حتی پلیسی را که برای خواباندن آشوب چند نفر جمع شده به بازی می کشاند.. آنهم تنها با استفاده از جذابیت جنسی خود.. و بدین ترتیب محبت میان زن و مرد را تا حد یک بازی فرو می کاهد. مسئله این نیست که امروز این روابط واقعیت جامعه هستند یا نه، مسئله تغییر نگاه به روح هنر به عنوان وسیله ای برای ارتقای اندیشه های انسان است. بله، سبک رئال هم در هنر نقاشی وجود دارد و در سینما نیز چیزی به اسم مستند داریم اما کارکرد این سبک یا ژانر یا در کشیدن زیباترین اشیاء است و یا در جهت نشان دادن عیوب در صدد اصلاح آن.

Bad Romance: گاگا در غالب یک Monster به همراه عده دیگری ظاهر می شود و البته چهره معصوم دیگری نیز برای او در نظر گرفته شده که می گرید و از انتقام می گوید. او اسیر یک هوس اجباری قرار می گیرد و در این بین بدترین آرزو ها را برای مجبور کننده ادا می کند و در آخر نیز او را به سزای عملش می رساند. آرایش او در اغلب صحنه ها عجیب و کمی ترسناک است. شاید برای اولین بار است که یک رقص ناهماهنگ بین گروه را می بینیم که اتفاقاً سبک جالبی به نظر می رسد و کارکرد خود را در جای خود به خوبی نشان می دهد. نشان دادن مارک شرابی که مرد جبار از آن می نوشد در نوع خود جالب است: Nemiroff ساخت اوکراین! (Nemiroff اسمی واقعی و مربوط به شرکتی معروف به همین نام در اوکراین است که سازنده وودکا با طعم های مختلف می باشد. گفته می شود که نِمیرُف در سال 2006 دومین شرکت بزرگ صادر کننده وودکا در دنیا شده است). در صحنه ای گاگا حالتی شبه تثلیث (بدون بخش روح القدس) نمایش می دهد که همراه با لباس قرمز رنگ عجیب او در چند نما ادامه سنت شکنی های اوست. در صحنه ای دیگر که به نظر به موضوع اصلی بی ربط می آید عبارت Walk Walk fashion baby را از زبان او می شنویم و لباسی که گویای علاقه واقعی او به دنیای مد است. لباس های نیمه برهنه او این فکر را تقویت می کند که او در پی دیده شدن خالکوبی های متعدد بدنش بوده است.

Just Dance: به مانند کلیپ تلفن با ظاهر مورد علاقه اش ظاهر می شود. او صاعقه ای هم برای قشنگی زیر چشمش کاشته.شلختگی خانه نشان از بی نظمی نسل امروز در تضاد با نظم اجباری جامعه دارد و نماد یک زندگی پوچ در میان جوانان است. تنها مقصد ویدئو رقص و یک پارتی ست که هر کار بخواهی می توانی در آن انجام دهی. Akon که معرف او در خوانندگی بوده نیز در این کلیپ ظاهر می شود تا ادای دینی نیز به او شده باشد.

Poker face: در فرهنگ لغات اینترنتی که بگردیم دو معنای تقریباً مشابه برای این کلمه آورده شده: اگر دو کلمه را به هم بچسبانیم معمولاً معنی صورتی را دارد که نمی توان حالت او را فهمید و البته ریشه کلمه از بازی ورق (Poker) گرفته شده که به کسی می گویند که از حالت صورتش نمی توان خواند که چه چیزی در دست اوست. با این حال نشان دادن بازی پوکر و در هم لولیدن چند مرد و زن هیچ ربطی به داستانی که گاگا در حال تعریف آن است ندارد! او از میان دو سگ و با ظاهری کاملاً فانتزی از درون آب بیرون می آید. این تصویر ظاهراً تنها برای افزایش جذابیت بصری ست و البته تنها در این میان ماسک اوست که ربطی نیمه کاره به موضوع ترانه دارد. مجسمه های ربات مانند نشان از بی روحی و در راستای نشان دادن عنوان ویدئو هستند.

 


زندگی نامه مختصر:


او زاده 28 مارچ 1986 در نیویورک است. خانواده او امریکایی- ایتالیایی ست (که رگه هایی از این بازگشت به اصل را در یکی از ویدئوهای او می بینیم). از سن 4 سالگی پیانو می نواخته و در 13 سالگی اولین باله پیانو اش را نوشته است. جالب این است که در 11 سالگی در مدرسه خصوص کاتولیک ها در منتهتن شرکت کرده است. با این حال او اظهار می دارد که از خانواده ثروتمندی نیامده و پدر و مادرش تا دیر وقت در بیرون از خانه کار می کرده اند. وی از دوران دبیرستانش با عنوان رسمی و پر زحمت با چاشنی تزلزل یاد می کند و با این وجود می گوید: "من به انجام کارهای باحالی که در آن ها خیلی برانگیزاننده یا نامتعارف باشم عادت کرده بودم" و در مدرسه راضی نبودم. در 17 سالگی به مدرسه هنر دانشگاه نیویورک راه یافت. در آنجا موسیقی را آموخت و هنر نوشتن آهنگش را بهبود بخشید اما در ترم دوم سال دوم تحصیل از آنجا بیرون آمد تا روی حرفه موسیقیایی تمرکز کند و البته پدرش قبول کرد که شهریه یک سال او را پرداخت کند تا در صورت عدم موفقیت به دانشگاه بازگردد. او به تنهایی به آپارتمانی رفت و زندگی سختی را آغاز کرد تا به هدفش برسد. چند بار با مراکز ضبط موسیقی مختلف قرارداد امضا کرد و از آن ها بیرون رفت تا به Rob Fusari که تهیه کننده عرصه موسیقی بود برخورد کرد. نام صحنه ای (Lady Gaga) او هم ظاهراً بر اساس یک اتفاق و با شنیدن نام موسیقی Radio Ga Ga (ساخته گروه Queen) و سپس اصلاحی که توسط کامپیوتر بر روی کلمه Radio صورت گرفت ساخته و انتخاب شد. ظهور او در عرصه موسیقی به ظاهر و نسبت به سایر همرده هایش یک شبه است. Streamline records (نامی که در ابتدای اکثر ویدئوی های او می بینیم) با او قراردادی برای کارهایش امضا کرد و گرچه در ابتدا فقط نویسنده اشعار بود، Akon (خواننده R&B و رپ دیگری که او هم در ایران معروف است) صدای او را دریافت و شد سکوی پرتاب او. اولین آلبوم او در سال 2008 با نام "شهرت" (The fame) در انگلستان، کانادا، اطریش، آلمان و ایرلند شماره یک فروش شد و آهنگ های "Just Dance" و "Poker Face" او تقریباً در تمام دنیا در رأس ایستاد. این آلبوم برنده 6 جایزه Grammy شد. او چند کار نیمه آلبومی نیز ارائه کرده که در فروش موفق بوده اند. دومین آلبوم او با نام Born this way قرار است در سال 2011 منتشر شود. او توسط مجلات Time و Forbes به عنوان یکی از 100 چهره تاثیر گذار جهان معرفی شده و Forbes او را به عنوان هفتین زن قدرتمند دنیا در سال جاری معرفی کرده است.



موضوع مطلب : پدیده ها

شنبه ۱ امرداد ،۱۳٩٠ :: ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ :: نويسنده : پرشین بلاگ
بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com


موضوع مطلب :

 
درباره وبلاگ
مهدی وزیریان

کاش بیندیشم زمانی بر خود. تلاش چنین است، که در این صورت انسان را شناخته ام و شاید ذره ای از معبود. و اگر تحصیلاتم را خواسته باشی؛ دانشجوی دکترای تخصصی فارماکوگنوزی(گیاهان دارویی) دانشگاه تهران هستم

صفحات وبلاگ

نويسندگان
RSS Feed